چگونگی پیدایش و قدمت تاریخی
تا سال 1916 قمری خراسان در تصرف ازبکان بود اما در این سال که شاه اسماعیل صفوی متوجه خراسان شد ازبکها را از این سرزمین بیرون راند و با شکست فاحشی که در نزدیکی مرو بر آنها وارد ساخت خراسان تا مدتی ازشر آنان نجات یافت.قوچان در سال 792 قمری از طرف معصوم بیک و سایر امرای عراق کرمان از ازبکان گرفته شد و در بهار 983 قمری توسط علی سلطان ازبک تصرف گردیده است. در سال 977 قمری سال سلطنت شاه عباس اول بار دیگر ازبکان خراسان را مورد تاخت و تاز و قتل و غارت قرار داده و بدبختی های فراوانی برای مردم تیره بخت آن روزگاران فراهم آوردند.
عبدالمومن خان ازبک که پس از بازگشت شاه عباس اول جرات کرده بود وارد خراسان شود در امور حکمرانی منطقه تحولاتی بوجود آمده بود. از جمله بوداف خان چگنی را که از ورود ازبک ها به قوچان جلوگیری نموده و کفایت خود را به اثبات رسانیده بود از طرف شاه عباس با حفظ سمت حکومت مشهد نیز منصوب شد و مقام للگی (معلم و سرپرست) فرزند خود شاهزاده سلطان حسین را به او واگذار کرد.
در زمان شاه عباس اول با توجه به فلسفه ابن عمید که گفته بود کردها را باید سپر بلا نمود 45 هزار خانواده کرد وارد خراسان شدند(1010هق) که عده ای در منطقه قوچان اسکان یافتند. در اوایل سال 1011 هق شاه عباس به خبوشان آمد و حکومت درگز را نیز به شاه قلی سلطان جد امرای کرد زعفرانلو قوچان تفویض نمود. یکی از وقایع نیمه دوم قرن دوازدهم هجری قتل نادر شاه افشار در سال 1160 هق در قوچان است. نادر که در اواخر عمر خونخوار شده بود و اعاظم دولت از سفاکی او به جان آمده بودند با علی قلی خان برادرزاده او متفق شده شب یکشنبه یازدهم جمادی الثانی سند مذکور در فتح آباد خبوشان پا در سرآپرده او گذاشته و سر از بدنش جدا ساختند. فاجعه دردناک زلزله های تاریخی و متوالی سالهای 1311 و 1312 هق قوچان قدیم با تلفات وحشتناک آن سرانجام محمد خان ناصر شجاع الدوله حاکم وقت و بزرگانی از مردم قوچان را که از این حادثه در امان بودند به این فکر انداخت اصولا آن شهر و دیار را ترک کنند و در نقطه دیگری از اطراف آن حدود مسکن گزینند. این تصمیم با اطلاع دولت مرکزی انجام یافت و با مبلغی در حدود 20 هزار تومان که از تهران به رسم اعانه رسیده بود اراضی نظر آباد و مقداری از زمینها واگذاری شجاع الدوله را در 12 کیلومتری شرق قوچان قدیم (شهر کهنه) جهت ایجاد شهر جدید خریداری کردند و نقشه آن را مرحوم سرتیپ مهندس عبدالرزاق بغایری تقریبا نظیر شهر عشق آباد در مرز ایران و شوروی قرارداد تهیه و در محل فعلی قوچان پیاده نمود.بدین وسیله شهر جدید قوچان از سال 1313 هق مطابق با سال 1273 شمسی با احداث خیابانهای مستقیم و میدانهای متقاطع و منظم و روی اسلوب شهری و شهرسازی ایجاد گردید. محمد ناصر خان شجاع الدوله برای شهر جدید علاقه مخصوصی از خود نشان می داد اغلب با حضور تصویب سه تن از علمای بزرگ آن زمان مرحوم شیخ رئیس و حاج شیخ علی اصغر و امام جمعه به کسانی که در قوچان قدیم دارای خانه شخصی یا دکان و حمام و کاروانسرا بودند بر حسب نیاز از زمینهای شهر جدید به رایگان داده می شد. چون ناصر محمدخان شجاع الدوله نسبت به ایجاد شهر جدید اهتمام خاص مبذول می داشت مردم قوچان به پاس خدماتش مدتها شهر جدید را قوچان ناصری می خوانند ولی پس از گذشت مدتی باز هم به همان نام قوچان نامیده شد.
وجه تسمیه
در مورد وجه تسمیه این شهر روایت مختلفی بیان شده است و هر کس بر اساس اسناد یا آگاهیهای داشته در مورد علت نامگذاری نظراتی را بیان نموده است که در اینجا به چند نمونه از این روایات اشاره می کنیم:
1-گویند وقتی مغول ها به این منطقه حمله ور شدند و شروع به قتل و غارت کردند اهالی این محل از خانه و کاشانه خود فراری شدند و به کوهها پناه بردند در زبان ترکی فراری شدن را (قاچان) می نامند به همین دلیل آنکه اهالی از این منطقه فراری شده بودند و بعد از سالها که دوباره این محل آباد شد و اهالی به مرور برگشته بودند براساس این واقعه این محل را قاچان نامیدند و قوچان تحول یافته این اصطلاح است.
2-عده ای معتقدند چون این محل در نواحی کوهستانی واقع شده و بخصوص زمستانها و پائیز هوای سرد و یخبندان دارد در گذشته اهالی از شدت سرما از این محل فرار می کردند و به مصداق فوق الذکر قاجان نامیده شد.
3-مولف کتاب مطلع الشمس می نویسد: ((در حوالی رودخانه قوچان جمعی سیاه چادر نشین دیده می شدند از ایل قاچانلو و اصل این کلمه قوچ قوینلو می باشد یعنی قوچداران و گوسفند داران ممکن است به واسطه سکنی داشتن این جماعت درآن حوالی این شهر به این نام یعنی قوچان که برگرفته از اسم ایل معروف شده است.))
4-در مجله یغما انتشار 1345 آمده است:(( اسم شهر فعلی قوچان از این حیث نیز جالب است و احتمالا حکایت از وجود پیکرهای قوچ نگهبان در محل مزبور درگذشته دارد. در قدیم شکل و صورتهای شاخدار و نقش گاو و گوسفند و قوچ را سمبلی از اهمیت به گوسفند داری و فراوانی آن می دانستند. همانطور که سرستونهای تخت جمشید و نیز آثار بابلیها و آشوریها موید آن است و احتمالا به این دلیل فوق این محل به قوچان معروف شده است زیرا در این ناحیه به گوسفندداری اهمیت زیادی قائل هستند.
بقیه در ادامه مطلب .....
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 13:54 توسط م پزشکی
|